ساختار اقتصادی و مالیاتی کانادا

منابع اقتصادی

 منابع طبیعی و معدنی 

 کانادا مهم‌ترین کشور صادر کننده مواد معدنی در جهان است. این کشور در تولید مواد معدنی غیرسوختی پس از روسیه، آمریکا و آفریقای جنوبی، به‌عنوان چهارمین کشور غنی دارای مواد معدنی گوناگون شناخته می‌شود. صنعت مواد معدنی از عوامل مهم توسعه اقتصادی کانادا محسوب می‌شود. این کشور در تولید اورانیوم رتبۀ نخست و در تولید نیکل، سنگ گچ، پتاسیم و تیتانیوم مقام دوم جهانی را دارد. همچنین کانادا در میان تولید‌کنندگان عمدۀ آلومینیوم، کبالت، مس، طلا، سرب، نقره و فلزات گروه پلاتینیوم در جایگاه پنجم قرار دارد. کانادا به جز موادی همچون کروتیوم، منگنز فسفات و قلع، همه مواد معدنی مورد نیاز خود را در داخل، استخراج و تولید می‌کند. وجود منابع طبیعی غنی اعم از منابع معدنی و کشاورزی، کانادا را به یکی از قطب های اقتصادی جهان تبدیل کرده است. این وضعیت باعث شده تا این کشور از استقلال خاصی در نظام سیاسی- اقتصادی جهان داشته باشد.
 وجود جنگل‌های وسیع که 49 درصد خاک کانادا را تشکیل می‌دهد این امکان را فراهم کرده است تا این کشور جزء مهم‌ترین تولید کنندگان صنایع مادر همچون چوب، انواع تخته و خمیر کاغذ محسوب شود. ماهی یکی دیگر از منابع طبیعی کاناداست که حجم قابل توجهی در صادرات این کشور دارد، به‌طوری که آمریکا 75 درصد واردات ماهی خود را از کانادا تأمین می‌کند.
 آب‌های سطحی، عامل اصلی وفور نیروی انرژی هیدروالکتریک در کاناداست که یکی از بزرگ‌ترین منابع انرژی الکتریکی در این کشور محسوب می‌شود. همچنین، وجود منابع غنی نفت خام، از دیگر عوامل مهم استحصال انرژی در کانادا به شمار می‌رود که به ‌طور عمده در مناطق غربی این کشور دیده می‌شود. 17درصد نیازهای الکتریکی این کشور را انرژی هسته‌ای تأمین می‌کند که در مقایسه با ارقام 20درصد در کشور آمریکا، 30درصد در ژاپن و آلمان و 78درصد در فرانسه، مقام چهارم را دارد.


محصولات کشاورزی در کانادا

 کشاورزی یکی از عوامل حیاتی اقتصاد و صنعت کاناداست. این کشور بزرگ‌ترین تولید کنندۀ مواد غذایی، از قبیل حبوبات، بذر و دانه‌های روغنی، سبزیجات، گوشت مرغوب و محصولات لبنی است.
 کانادا با وجود وسعتی در حدود 9/9 میلیون کیلومتر مربع 7 درصد زمین حاصلخیز دارد. وجود آب و هوای خاص در این سرزمین همانند عوامل کنترل‌کننده بیولوژیک عمل می‌کنند. زمستان‌های بسیار سرد این سرزمین موجب نابودی بسیاری از حشرات و ارگانیزم‌های بیماری‌زا می‌شود. کانادا با دارا بودن این آب و هوا، از لحاظ دام‌های سالم و مقاوم در مقابل بیماری و نیز توانایی تولید محصولات با کیفیت بالا، از شهرت جهانی دارد.
 مهم ترین محصول صادراتی کانادا گندم است. سالیانه بیش از 14 میلیون هکتار از زمینهای منطقه مرکزی زیرکشت گندم قرار می‌گیرد که از این محل بیش از 25 میلیون تن گندم به‌دست می‌آید. حدود 80 درصد از گندم تولیدی، صادر می‌شود. کانادا پس از آمریکا، دومین صادر کنندۀ گندم در سطح جهان است. جو، جوی دو سر، گندم سیاه و ذرت نیز که برای مصرف دام‌ها و پرندگان به کار می‌رود، از دیگر محصولات کانادا بشمار می‌روند.
 دانشمندان کانادایی در دهۀ 70 میلادی موفق به پرورش دانۀ روغنی جدیدی شدند. این دانۀ روغنی که کانولا 13 نامیده شد، از طریق مهندسی ژنتیکی حاصل شده است. این روغن خوراکی با کیفیتی بالا برای مصرف سالاد یا غذا به کار می‌رود. کانولا در بازارهای بین‌المللی به معروفیت خاصی دارد. امروزه تولید و فراوری روغن کانولا، به‌عنوان یک صنعت مهم، با درآمد یک میلیارد دلاری برای کانادا به‌حساب می‌آید که پس از گندم در رتبه دوم و در زمرۀ مهم‌ترین محصولات صادراتی کاناداست. گفتنی است که هر ساله نیمی از سه میلیون تن محصول کانولای تولید شده در این کشور، به بازار جهانی صادر می‌شود.


سیاست نوین آموزش در بخش صنعت 

 شواهد بیانگر این واقعیت است که سرمایه‌گذاری در بخش آموزش صنایع در کانادا، به طرز قابل توجهی کمتر از دیگر کشورهای صنعتی است. عامل بازدارندۀ اصلی کارفرمایان در بالا بردن سرمایه‌گذاری در بخش آموزش، ترس آنان از این است که نیروهای متخصص آموزش‌دیدۀ آن ها را دیگر شرکتها یا رقیبان جذب کنند. این ترس، از سرمایه‌گذاری در آموزش مهارت‌های پرهزینه و درازمدت جلوگیری می‌کند. ترس از جذب کارگران ماهر ممکن است شرکت‌ها را تشویق به سرمایه‌گذاری در آموزش مهارت‌های تخصصی مختص به همان شرکت کند. شواهد حاصل، بیانگر آن است که مهارت‌ها و تخصص‌های عمومی و کلی در بالاترین حد تقاضا و سودمندی قرار دارند. در نتیجه بسیاری از شرکت‌ها به آموزش مهارت‌های کاربردی به کارگران تازه استخدام شدۀ، برای راه‌اندازی کارآمد سیستم‌های خود پرداخته‌اند. برخی شرکت‌ها نیز آموزش را امری مرتبط با تحقق بخشیدن به راهبردهای کلان سازمان در جهت دستیابی به بازارهای رقابتی جهان، می‌دانند.


سیستم مالیاتی کانادا

 مالیات یکی از ابزارهای سیاست مالی دولت‌ها و نیز شاخص مهم اقتصاد کلان است. دریافت مالیات بر اساس سیاست‌های دولتی و قوانین وضع شده در کشورها که حمایت کننده سیاست‌های دولتی است، اعمال می‌شود. کسب و کار و تجارت در هر کشور بدون آشنایی با سیستم‌ها و قوانین مالیاتی آن کشور، امکان‌پذیر نیست.


مالیات در کانادا

 قوانین فدرال، استانی و شهری، به مسئولین دولتی اجازه می‌دهد تا از شهروندان و افراد مقیم کانادا مالیات بگیرد. مالیات به موارد مختلفی از جمله درآمد، ارزش افزوده سرمایه، کالا، خدمات، املاک و دارایی‌ها تعلق می‌گیرد. همچنین، شرکت‌ها و افرادی که در کانادا کار و زندگی یا از کانادا دیدن می‌کنند، باید مالیات غیرمستقیم، ‌ عوارض، تعرفه‌های گمرکی، مالیات انتقال ملک و دارایی را نیز بپردازند. در رابطه با مالیات بر درآمد، قوانین استانی و فدرال زیر وجود دارند:

  • قانون مالیات بر درآمد
  • مقررات اجرایی مالیات بر درآمد 1971
  • کنوانسیون مالیات بر درآمد؛ قانون اجرایی؛ پیمان‌نامه‌های مالیاتی بین‌المللی با دیگر کشورها در رابطه با قوانین مالیاتی
  • قوانین مالیاتی استانی و قوانین مرتبط
  • قوانین موضوعی

نکته: هر پیمان‌نامه مالیاتی بین کانادا و دیگر کشورها باید از هر گونه تطابق نداشتن میان پیمان‌نامه و مفاد قوانین مالیات بر درآمد، یا دیگر قوانین کانادایی عاری باشد. این مطلب امکان این را که فرد یا شرکت دو بار مالیات بپردازد پایین می‌آورد.
 در سطح فدرال، دپارتمان سرمایه‌گذاری مسئول تهیه پیش‌نویس قوانین مالیاتی کاناداست. طرح‌های پیشنهادی این دپارتمان به مجلس عوام و در صورت پذیرش برای تأیید به مجلس سنا فرستاده می‌شود. سازمان درآمد کانادا، آژانس فدرالی است که اجرای قوانین مالیاتی و جمع‌آوری مالیات را بر عهده دارد.


انواع مالیات در کانادا

 الف) مالیات بر درآمد: مالیات بر درآمد شامل همه ساکنان کانادا می‌شود. این مالیات هم از طریق دولت فدرال و هم از طریق دولت استانی قابل اجرا و وصول است. تقریبا از تمامی درآمدها، مبلغی به‌عنوان مالیات بر درآمد کسر می‌شود.
 سال مالی کانادا در دسامبر هر سال پایان می‌گیرد و آخرین مهلت پرداخت مالیات آخر آوریل هر سال است. در صورتی که افراد حقیقی یا حقوقی مالیات خود را بر اساس فرم‌ها و اوراقی که در اختیار آن ها قرار می‌گیرد، پرداخت نکنند، جریمه‌ای بر اصل مالیات اضافه می‌شود. این جریمه، علاوه بر بهره‌ای است که بر مالیات عقب افتاده تعلق می‌گیرد. برای کسب اطلاعات کامل‌تر دربارۀ سیستم مالیاتی می‌توان به آژانس‌های اطلاعاتی مربوط به مهاجران در هر استان مراجعه کرد.
 ب) مالیات بر کالا و خدمات: در کانادا به تمام کالاها و خدمات مالیات تعلق می‌گیرد. این نوع مالیات را مالیات بر کالا و خدمات می‌نامند. مبلغ این مالیات 7 درصد قیمت کلی کالا یا خدمات است. این مالیات به دولت فدرال تعلق می‌گیرد. به هنگام خرید کالا یا خدمات، علاوه بر قیمت جنس، 7 درصد مالیات نیز به‌صورت مستقیم به قیمت اصلی کالا یا خدمات افزوده می‌شود. در واقع اشخاص هنگام خرید کالا یا خدمات 7 درصد بیش از قیمت اصلی پرداخت می‌نمایند. به مواردی نظیر مواد غذایی، خدمات و کالاهای پزشکی و کرایۀ وسایل نقلیۀ عمومی، مالیات کالا و خدمات تعلق نمی‌گیرد. همچنین خانوارهای کم درآمد نیز از بخشی و در بعضی موارد از پرداخت کل مالیات، معاف می‌شوند یا مبلغ مالیات پرداخت شده به آنان برگشت داده می‌شود.
 ج) مالیات خدماتی استانی: نوع دیگری از مالیات در کانادا مختص به هر استان و از استانی به استان دیگر متفاوت است. این مالیات که PSTنامیده می‌شود، در سراسر استان‌های کانادا به‌طور میانگین هفت یا هشت درصد مبلغ خرید کالا یا خدمات را در بر می‌گیرد. نرخ مالیات PSTدر استان‌های مختلف کانادا به‌شرح جدول شماره 3 است.


جدول 3 نرخ مالیات PSD در استان‌های مختلف کانادا
  

نام استاندرصد مالیات PST
انتاریو13 درصد
کبک14.97درصد
نوا اسکاشیا15 درصد
نیوبرانزویک13 درصد
مانیتوبا13 درصد
بریتیش کلمبیا12 درصد
پرنس ادوارد آیلند14 درصد
آلبرتا5 درصد
ساسکاچوان10 درصد
نیوفاوندلند13 درصد
یوکان5 درصد
نواحی شمال غرب5 درصد
نانوات5 درصد

 

این مبلغ مالیات هنگام خرید کالا به قیمت برچسب آن کالا افزوده می‌شود. این در حالی است که برخی کالاها مشمول این نوع مالیات نمی‌شوند. از جمله ی این کالاها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
  

  • مواد غذایی اصلی خریداری شده از خواربار فروشی‌ها
  • کفش، مشروط به آن که قیمت آن 30 دلار یا کم‌تر باشد
  • لباس کودکان زیر 15 سال
  • دارویی که با نسخۀ پزشک یا دندانپزشک فروخته شود
  • روزنامه

نکته: در استان‌های نیوبرانزویک، نیوفاندلند و نوااسکوشیا مبلغ مالیات بر کالا و خدمات وPST توامان در هنگام خرید، تحت عنوان HSTدریافت می‌شود.


جمع‌آوری مالیات

 مالیات املاک معمولاً از طرف شهرداری‌ها و مالیات بر درآمد شرکت‌ها و افراد از جانب دولت‏های فدرال و استانی جمع‌آوری می‌شود. افراد مقیم کانادا و شرکت‌هایی که در کانادا فعالیت دارند، بر اساس درآمدی که از سراسر جهان کسب می‏کنند و افراد غیر مقیم فقط بر اساس درآمدی که از شرکت‌های کانادایی یا از طریق سرمایه‌گذاری در کانادا به دست می‌آورند، مالیات می‌پردازند. مالیات‌ها هم در سطح فدرال و هم در سطح استانی جمع‌آوری می‌شوند. در استان‌های آلبرتا و انتاریو، شرکت‌ها باید گزارش مالیات بر درآمد جداگانه‌ای در سطح استانی تنظیم کنند، در کبک هم اشخاص و هم شرکت‌ها باید گزارش مالیاتی تنظیم و در سایر استان‌ها، مالیات بر درآمد در سطح فدرال جمع‌آوری می‌شود.
 همه شرکت‌ها هر سال مالی، حتی اگر مشمول مالیات نباشند، گزارش مالیات بر درآمد تهیه می‌کنند. گزارش مالیات بر درآمد باید ظرف 6 ماهه دوم سال مالی ارائه شود. مالیات قابل پرداخت، ‌ معمولاً تا دو ماه پس از پایان سال مالی پرداخت می‌شود. شرکت‌ها زمان پایان سال مالی خود را در طول اولین سال کار، انتخاب می‌کنند اما، اولین پایان سال مالی ممکن است 53 هفته بیشتر طول نکشد. پس از تعیین زمان اتمام سال مالی، نمی‌توان آن را بدون تأیید مقامات دولتی تغییر داد.
 در شراکت بین افراد و شرکت‌ها، طرفین موظف‌ به گزارش اطلاعات شراکت را در تاریخ 31 مارس (یا پیش از آن) پس از اتمام سال مالی، یا 5 ماه پس از اتمام سال مالی شراکت تهیه نمایند. شراکت مشمول قوانین مالیات کانادا نمی‌شود، بلکه هر یک از شرکا بر حسب سهم خود ‏ از درآمد شرکت، جداگانه مالیات می‏پردازند.
 اعضای یک صندوق قرض‌الحسنه باید گزارش مالیات صندوق را در طول 90 روز آخر سال تقویمی یا سال مالی تهیه کنند.
 اشخاص مالیات خود را بر اساس سال تقویمی می‌پردازند و در 30 آوریل هر سال گزارش مالیاتی خود را تهیه می‌کنند. هر شخص باید گزارش خود را به‌صورت جداگانه تنظیم کند و حتی زن و شوهر هم نمی‌توانند یک گزارش مالیاتی مشترک داشته باشند.
 اشخاصی که ارزش سرمایه‌ آن ها کم یا زیاد شده باشد باید گزارش مالیاتی آن را ارائه دهند، حتی اگر چه در آن سال مشمول پرداخت هیچ مالیاتی نباشند.
 پس از دریافت گزارش مالیات بر درآمد، دولت (فدرال یا استانی) در ابتدا پرونده را بررسی می‌کند. این بررسی شامل مرور همه اطلاعات ارائه شده و تأیید محاسبات موجود در گزارش می‌شود. سپس نتیجه ارزیابی برای مالیات‏دهنده ارسال می‌شود که در آن میزان بدهی فرد یا مالیات قابل استرداد ذکر شده است.


پرداخت مالیات

 مالیات شرکت‌ها ماهیانه و بر مبنای درآمد پیش‌بینی شده سال جاری یا بر اساس تخمین درآمد سال قبل (هر کدام کمتر باشد) پرداخت می‌شود. در پایان سال مالی هر شرکت دو ماه وقت دارد که تمامی بدهی‌های خود را پرداخت کند، در غیر این صورت به آن دیرکرد تعلق می‌گیرد.
 اشخاصی که در گزارش مالیاتی آن‌ها در سال جاری یا یکی از دو سال قبل بین مالیات قابل پرداخت و مالیات کسر شده از حقوق‏شان اختلافی ایجاد شده است که بیشتر از 2000 دلار (در کبک 1200 دلار) باشد، باید بدهی خود را به‌صورت اقساط‌ سه ماهه به دولت پرداخت کنند.
 مالیات اشخاصی که به‌صورت شراکتی کار می‌کنند و یا مالکیت یک شرکت را به عهده دارند، اطلاعات شرکت خود را به دولت گزارش می‌دهند، طبق درآمد گزارش شده مالیات شرکت‏شان محاسبه نمی‏شود. در عوض این درآمد را در گزارش مالیات بر درآمد شخصی خود ذکر و در صورت لزوم مانند اشخاص عادی مالیات‏دهنده در اقساط سه ماهه مالیات خود را می‌پردازند.
 هر گونه بهره به دست آمده از استرداد مالیات بر درآمد، جزئی از درآمد به دست آمده در همان سال محسوب می‌شود. اما بهره‌ای که به‌عنوان دیرکرد مالیات به دولت پرداخت می‌شود از مالیات کم نخواهد شد. نرخ دیرکرد مالیات به‌صورت سه ماه یک بار بررسی مجدد می‌شود. در شرایط خاصی نیز ممکن است مالیات بر سود به شخص بازگردانده شود.
  

شرکت‌ها و مالیات بر درآمد

 1. درآمد مشمول مالیات
 درآمد مشمول مالیات یک شرکت در سال براساس درآمد خالص ذکر شده در اظهارنامه مالی آن شرکت با توجه به موارد زیر محاسبه می‌شود: ارزش افزوده سرمایه، سود سهام، کمک‌های خیریه و مالیات استرداد شده برای جبران زیان شرکت.
 درآمد هر شرکت به‌صورت جداگانه محاسبه می‌شود و ادغام درآمد شرکت‌های مرتبط جایز نیست. منابع درآمدی زیر، بخشی از درآمد مشمول مالیات یک شرکت هستند:

  • درآمد حاصل از کار شرکت.
  • سود سهام دریافت شده از شرکت‌های غیر کانادایی. در صورتی که این سود از یک «شعبه خارجی» به دست بیاید، قوانین متفاوتی شامل آن می‌شود.
  • ارزش افزوده سرمایه.
  • درآمد حاصل از فروش موارد غیر مادی.
  • بهره و درآمدهای دیگر حاصل از سرمایه‌گذاری.
  • سود سهام کانادایی که به افراد غیر مقیم پرداخت می‌شود نیز مشمول مالیات است که قبل از پرداخت سود از آن کم می‌شود.
  • ارزش افزوده دارایی‌ها در کشورهای خارجی که از سهام یک شعبه خارجی تحت مالکیت به دست آمده باشد، صرف نظر از این که یک بخش یا تمام ارزش افزوده‌ ایجاد شده پرداخت شده باشد.

ارزش افزوده‌ ایجاد شده شامل درآمدهای حاصل از انواع سرمایه‌گذاری می‌شود مانند: بهره پول، سود سهام، حق امتیا‍ز، اجاره بها و درآمد حاصل از معاملات، به غیر از معاملات یک شرکت فعال. ارزش افزوده سرمایه مشمول مالیات نیز جزو این نوع درآمدها محسوب می‌شود، مگر در حالتی که این ارزش افزوده حاصل از فروش اموالی باشد که به‌طور عمده توسط شرکتی وابسته و به منظور تجارت فعال استفاده می‌شود.


افزایش و کاهش ارزش سرمایه

 در صورت افزایش و کاهش ارزش سرمایه، تا 50 درصد میزان سود و زیان، به مالیات افزوده یا از آن کم می‌شود. این افزایش و کاهش با توجه به قیمت روز دارایی‌ها که ممکن است بیشتر از قیمت پایه باشد یا هزینه‌های مربوط به فروش آن محاسبه می‌شوند.

 کاهش ارزش سرمایه و کسر مالیاتی برای جبران آن
 بیشترین نرخ کاهش مالیات بر درآمد یک شرکت را، قانون مالیات بر درآمد، مشخص می‌کند. این نرخ را «تخفیف کاهش سرمایه» می‌نامند. در صورتی که این نرخ از نرخی که قانون تعیین کرده است بیشتر نشود، آن را با روش تراز کاهشی محاسبه می‌کنند. میزان و طبقه‏بندی اموال، اندازه نرخ مزبور را مشخص می‌کنند که از 4 تا 100 درصد متفاوت است.
 دارایی‌های ثابت به‌صورت جداگانه و بنابر ماهیت این دارایی‌ها طبقه‌بندی و در گزارش سالانه مالیاتی ذکر می‌شود. درخواست تخفیف کاهش سرمایه به صلاحدید شخصی بستگی دارد: بنابراین افراد می‌توانند مبلغی کمتر از بیشترین تخفیف کاهش سرمایه مجاز درخواست کنند. در این صورت تخفیف مازاد مربوط به دسته خاصی از دارایی‌ها، برای سال بعد حفظ می‌شود. اما شخص نمی‌تواند مبلغ تخفیف کاهش سرمایه را که در سال گذشته مالیاتی از آن صرف‏نظر کرده در سال مالیاتی بعد درخواست نماید، به‌طوری که مبلغ آن بیش از حد مجاز باشد.
 به جز دارایی‌هایی که برای محاسبه کاهش ارزش آن‌ها از روش خط مستقیم استفاده می‌شود، نرخ‌ تخفیف کاهش سرمایه در مورد ارزش خالص دارایی‌ها در آخر سال مالیاتی قابل اجراست. در سال خرید یا به دست آوردن یک دارایی خاص، مالک حق استفاده از 50 درصد از بیشترین نرخ معمول را دارد. این قانون به قانون نیمه سال معروف است.
 دارایی‌های قابل استهلاک که در یک سال مالیاتی خریداری شده‌ ولی تا سال مالیاتی بعد استفاده نشده‌اند، تنها در سال مالیاتی که «قابل استفاده» خواهند بود مشمول تخفیف کاهش سرمایه می‌شوند. صرف‌نظر از این قانون، این اموال در اولین روز از دومین سال مالیاتی (پس از سالی که در آن خریداری شده‌اند) قابل استفاده در نظر گرفته خواهند شد. در این صورت قانون «نیمه سال» قابل اجرا نیست.
 زمین و ملک جزو دارایی‌های در معرض استهلاک نیست. بسته به شرایط و واقعیات، ملک زمان فروش با درآمد (ضرر) تجاری مشمول مالیات است، یا به‌عنوان سرمایه‌ای شناخته می‌شود که افزایش یا کاهش ارزش آن هنگام فروش محاسبه می‌شود.
 اگر آخرین دارایی‌های قابل استهلاک در یک طبقه‌بندی خاص، برای منفعت آن فروخته شود و این سود کمتر از ارزش سرمایه غیرقابل استهلاک باقی مانده در همان طبقه‌بندی باشد، موجودی باقی مانده در این طبقه‌بندی به‌عنوان «زیان دوره‌ای» از مالیات کسر می‌شود. اگر دارایی‌های قابل استهلاک به قیمتی بیش از موجودی سرمایه غیرقابل استهلاک در همان دسته فروخته شود، مابه‌التفاوت ارزش سرمایه و سرمایه غیرقابل استهلاک در این دسته دارایی‌ها مشمول مالیات است. هر مقدار از این درآمد که بیش از ارزش پایه دارایی‌ها باشد به‌عنوان ارزش افزوده سرمایه، مشمول مالیات است.
 آن دسته از هزینه‌های غیر مادی با تاریخ انقضای نامشخص مانند سرقفلی، لیست مشتریان و مخارج و هزینه‌های دولتی، مشمول قوانین مالیاتی خاص می‌شوند. این موارد و دیگر هزینه‌های تملک ممکن است به‌عنوان هزینه واجد شرایط سرمایه شناخته شوند. نیمی از هزینه واجد شرایط سرمایه به سود فزاینده سرمایه اضافه شده و ممکن است با نرخ 7 درصد در سال از مالیات کسر شود.


سود سهام

 سود سهامی که یک شرکت کانادایی از شرکت کانادایی دیگر دریافت می‌کند، در صورتی که این دو شرکت از لحاظ مالیاتی به هم مربوط باشند، از درآمد شرکت دریافت کننده کسر می‌شود. دو شرکت وقتی «مربوط به هم» در نظر گرفته می‌شوند که پرداخت کننده تحت کنترل دریافت کننده باشد. یا دریافت کننده، مقداری از سهام شرکت پرداخت کننده که برابر با بیش از 10 درصد از آرا و ارزش آن شرکت را در اختیار داشته باشد. در صورتی که شرکت‌ها به هم وابسته نباشند، سود سهام طبق ماده 4 قانون مالیات بر درآمد مشمول تا 3/33 درصد مالیات می‌شود.
 در صورتی که دریافت کننده یک شرکت خصوصی باشد، مالیات ماده 4 به حساب «مالیات بر سود قابل استرداد» شرکت اضافه می‌شود. سود سهام مشمول مالیات که یک شرکت خصوصی پرداخت می‌کند، به پرداخت کننده این امکان را می‌دهد که به ازای هر 3 دلار که پرداخت می‌کند، 1 دلار بازگشت سود یا موجودی حساب مالیات بر سود قابل استرداد را، هر کدام که کمتر باشد دریافت کند.
 برای چندین سال در کانادا سیستمی وجود داشت که سود سهام یک شرکت کانادایی را تا 25 درصد به‌صورت ناخالص حساب می‌کرد و سپس مبلغ کمکی جایگزینی برای مالیات شرکت به‌عنوان اعتبار مالیاتی سود سهام تا 67درصد مبلغ ناخالص برآورد شده (یا 33/13 درصد از سود ناخالص برآورد شده) محاسبه می‌کرد.


اعتبارات مالیات

اعتبارات شرکت‌های کوچک

 درآمد اولیه یک شرکت فعال خصوصی کانادایی تا400,000 دلار، مشمول کسر نرخ مالیاتی فدرال تا 16 درصد می‌شود. یک شرکت فعال خصوصی با شرکتی که تحت کنترل مستقیم یا غیرمستقیم افرادی که مقیم کانادا نیستند و یک یا چند شرکت ملی یا هر ترکیبی از این دو باشد، تفاوت دارد.
 این اعتبار باید میان شرکت‌های وابسته (معمولا شرکت‌هایی با مدیریت یگانه) تقسیم شود. اکثر استان‌ها نیز اعتبارات مالیاتی مشابهی برای شرکت‌های کوچک دارند. بعضی از استان‌ها نیز قوانین خاص خود را دارند.

 
اعتبار مالیاتی سرمایه‌گذاری

 برخی از انواع سرمایه‌گذاری مشمول تخفیف در مالیات سرمایه‌گذاری تا 10 درصد ارزش سرمایه‌ می‌شوند. اعتبار مالیات بر سرمایه‌گذاری برای ایجاد تعادل در مالیات بر درآمد فدرال به کار می‌روند. سرمایه‌گذاری‌هایی که شامل این تخفیف می‌شوند: املاک خریداری شده برای فعالیتی خاص در Maritimes یا Gaspe Peninsula در کبک. فعالیت‏های زیر نیز شامل این موارد می‌شوند: فعالیت‏های تولیدی، استخراج و تولید نفت، گازهای طبیعی یا مواد معدنی، چوب‌بری، کشاورزی، ماهیگیری، ذخیره غلات و در بعضی موارد تولید انرژی برق یا دستگاه بخار برای تولید برق.


کسر زیان مالی از مالیات

 برای جبران زیان در هر سال مالی ممکن است درآمد مشمول مالیات در 3 سال مالیاتی قبل یا در 10 سال مالیاتی بعد، کمتر از مقدار واقعی آن محاسبه شود. مالیات دهندگان بخشی از زیان را که قرار است از درآمد آن‌ها کم شود انتخاب خواهند کرد که می‌تواند بخشی یا تمام ضرر مالی باشد. کاهش ارزش سرمایه در یک سال مالی نیز می‌تواند سه سال قبل از آن یا به‌صورت نامحدود در سال‌های بعد جبران شود. این کاهش ارزش فقط در مقابل محاسبه افزایش ارزش سرمایه در سال‌های دیگر کم می‌شود.


کنترل و مدیریت یک شرکت

 اگر کنترل یک شرکت در میانه سال مالیاتی باشد جبران زیان غیر سرمایه‌ای، به درآمد آینده همان شرکت یا مشابه آن محدود می‌شود، به شرط آن‌که شرکتی که متحمل زیان شده است با احتمال سود دهی معقول به کار خود ادامه دهد. اما جبران کاهش ارزش سرمایه پس از انتقال مدیریت شرکت متوقف می‌شود.
 پیش از این که مدیریت یک شرکت تغییرکند، سال مالی آن شرکت پایان یافته تلقی شده و باید به حساب‌ها رسیدگی شود. این مسأله چندین پیامد دارد: از جمله نیاز به تهیه گزارش مالیات بر درآمد شرکت، برآورد نرخ‌های مختلف از جمله CCA، تخفیف مربوط به شرکت‌های کوچک و تعیین دوره جبران خسارت‌ها.
  

مالیات بر سرمایه استانی

 در استان‌های ساسکاچوان، مانیتوبا، انتاریو، کبک، نیوبرانزویک و نوااسکوشیا، به سرمایه شرکت‌هایی که به‌صورت دائم در این استان‌ها تأسیس شده و به فعالیت مشغول‌اند و از آن سرمایه استفاده می‌کنند، مالیات تعلق می‌گیرد. نرخ این مالیات در استان مربوط محاسبه می‌شود و به سرمایه مشمول مالیات شرکت تعلق می‌گیرد.


شرکت‌های فعال در کانادا متعلق به افراد غیر مقیم

 نرخ مالیات بر درآمد شعبه کانادایی یک شرکت خارجی برای درآمدی که در کانادا کسب کرده است، مانند شرکت‏های کانادایی است و به میزان درآمد آن بستگی دارد. البته این شعبه امکان دارد تحت پوشش یکی از معاهدات میان دولت‌ها قرار گیرد و مالیات کمتری بپردازد. در حقیقت مالیات پرداختن شعبه‌های شرکت‌های خارجی مانند مالیات سود سهام است که اگر فعالیت یک شرکت خارجی در کانادا از طریق شرکتی وابسته در کانادا انجام بگیرد و سود شرکت را به‌عنوان سود سهام به شرکت خارجی اصلی بفرستد، به سود سهام آن مالیات تعلق می‌گیرد.


افراد و مالیات بر درآمد

 همان‏طور که پیشتر گفته شد، تمام افراد مقیم کانادا به‌صورت سالانه طبق درآمد کلی‌خود از سراسر جهان مالیات بردرآمد می‌پردازند. در بررسی اقامت، مسأله اطلاعات و داده‌ها در نظر گرفته می‌شود. طبق نظر دادگاه‌های کانادا، فرد هنگامی مقیم کانادا شمرده می‌شود که معمولا و به‌طور منظم در کانادا زندگی کند و در آن‌جا مستقر شود. فاکتورهایی که در تشخیص اقامت فرد در نظر گرفته می‌شوند شامل اقامت همسر و فرزندان، دائمی بودن برنامه زندگی و وابستگی اجتماعی و اقتصادی به کاناداست.
 افرادی که به کانادا مهاجرت می‌کنند، از روزی که به کانادا وارد یا از آن خارج می‌شوند، به‌عنوان مقیم بخشی از سال تلقی می‌شوند. به مقیمان بخشی از سال نیز فقط برای زمانی که در کانادا ساکن هستند به درآمدی که در هر جایی از جهان کسب می‌کنند مالیات تعلق می‌گیرد.
 علاوه بر افراد مقیم عادی، بر طبق قانون افراد غیر مقیمی که در طول یک سال تقویمی به مدت 183 روز یا بیشتر در کانادا ساکن باشند، در طول آن سال مقیم محسوب می‌شوند و باید مالیات بر درآمد بپردازند.
 قوانین کانادا قوانینی که به آن‌ها قوانین بن‏بست شکن گفته می‌شود و در معاهده ذکر شده‌اند، مشخص می‌کنند که فرد مقیم کانادا و یا کشور خارجی هم پیمان با کانادا در کدام کشور باید مالیات خود را بپردازد.
 افراد مقیم که در کانادا درآمدی کسب می‌کنند (چه برای کسی کار کنند، یا کار شخصی داشته باشند و یا دارای املاک در کانادا باشند مشمول مالیات هستند)، باید گزارش مالیات بر درآمد تنظیم کنند و مالیات بر درآمد خود را به دولت کانادا بپردازند، مگر آن که در معاهده مالیاتی مابین کانادا و کشور محل اقامت فرد، قانون دیگری ذکر شده باشد.
 نرخ مالیات بر درآمد شخص بسته به افزایش درآمد او افزایش می‌یابد. چند نوع اعتبارات مالیاتی که باعث کاهش مالیات پرداختی فرد می‌شود، نیز وجود دارد. اعتبارات مالیاتی در اختیار افراد، شامل موارد زیر است ولی به آن‌ها محدود نمی‌شوند:
  

  • اعتبار شخصی و وابسته به همسر
  • اعتبار مالیاتی هزینه‌های درمانی
  • اعتبار مالیاتی هزینه‌ تحصیلی (بسته به ماهیت روش تحصیلی)
  • اعتبار مالیاتی درآمدهای خارجی
  • اعتبار مالیاتی سرمایه‌گذاری
  • اعتبارات مالیاتی اعانات و کمک‌های خیریه
  • اعتبارات مالیاتی اعانات به احزاب سیاسی استانی و فدرال
  • اعتبارات مالیاتی استخدام در شرکت‌های خارجی
  • اعتبارات مالیاتی مستمری بازنشستگی
  • اعتبارات مالیاتی ناتوانی
  • اعتبارات مالیاتی سود سهام

این موارد و اعتبارات مالیاتی دیگر، در هنگام محاسبه مالیات اشخاص در نظر گرفته می‌شوند. ارزش افزوده سرمایه‌ها نیز تا نرخ 50 درصد جزیی از درآمد مشمول مالیات تلقی می‌شود.


عوارض گمرکی فدرال

 فهرستی از کالاها که بر اساس «میزان ضرورت» طبقه‏بندی شده‏است، نرخ عوارض گمرکی مربوط به انواع موارد وارداتی را مشخص می‌کند. در حال حاضر 7 تعرفه اصلی وجود دارد که توسط سازمان درآمد کانادا وضع شده‌اند:
  

  • تعرفه کلی
  • تعرفه مرجع ملی
  • تعرفه مرجع انگلستان
  • تعرفه مرجع کلی
  • تعرفه کشورهای توسعه نیافته
  • تعرفه کشورهای هم سود کارائیب
  • تعرفه تجارت آزاد آمریکای شمالی

 

موافقتنامه

 به طور کلی، کشورهای مبدأ و هر موافقت‌نامه تجاری دو جانبه یا چند جانبه که میان کشور صادرکننده و کانادا وجود داشته باشد، مالیاتی را که به اقلام وارداتی تعلق می‌گیرد، مشخص می‌کند. همچنین، نرخ تعرفه یک کالا معمولاً به‌صورت «ad valorem» مشخص می‌شود؛ نرخ تعرفه به قیمت کالا بستگی دارد.
 قانون نفتا که از اول ژانویه 1994 به اجرا گذاشته شد، نرخ تعرفه‌های کالاهای تجاری مورد مبادله میان سه کشور کانادا، مکزیک و ایالات متحده را کاهش می‌دهد. البته در آینده تعرفه‌های گمرکی تجارت میان این سه کشور برداشته خواهد شد. در حال حاضر طبق مفاد موافقتنامه کنونی، تجارت آزاد فقط به کالاهایی وارد یکی از این سه کشور می‌شوند، قابل اجراست.


مالیات غیرمستقیم

 مالیات غیرمستقیم از طرف دولت فدرال و بعضی از دولت‌های استانی به کالاهای خاص تعلق می‌گیرد. این کالاها شامل جواهرات، ماشین، دستگاه تهویه خودرو، ساعت‌های دیواری و مچی، گاز و انواع سوخت‌های دیگر، ‌ سیگار، تنباکو و محصولات الکلی می‌شوند. دولت‌ها همچنین مالیاتی برای تولید سیگار، محصولات ساخته شده از تنباکو و مشروبات الکلی وضع کرده‌اند.

 

مالیات کالا و خدمات

 مالیات کالا و خدمات مشابه مالیات ارزش افزوده است که دولت‌های اروپایی وضع کرده‌اند. با این حال شرکت‏هایی که برای خرید، مالیات کالا و خدمات پرداخت می‏کنند، در هنگام فروش محصولات خود، اعتبار مالیاتی GST دریافت می‏کنند. در واقع مالیات در این روش توسط مصرف کننده و خریدار نهایی پرداخت می‌شود. بنابراین، مصرف کننده نهایی اعتبار مالیاتی GST نخواهد داشت.


مالیات فروش در کبک

 در کبک نوعی مالیات فروش مشابه مالیات کالا و خدمات وجود دارد ولی کاملاً مشابه آن نیست. نرخ این مالیات 5/7 درصد بوده و به قیمت کالاها و خدمات تهیه شده در کبک و همچنین مالیات کالا و خدمات افزوده می‌شود.


مالیات بر فروش هماهنگ

 استان‌های نیوبرانزویک، نوااسکوشیا و نیوفاندلند سیستم مالیات بر فروش هماهنگ در کنار مالیات کالا و خدمات وضع کرده‌اند. نرخ مجموع این مالیات‌ها 14 درصد است.


مالیات‌های شهری

 بیشتر شهرداری‌ها در کانادا درآمد خود را از طریق وضع مالیات بر ارزش دارایی‌ها در حوزه اختیارشان افزایش می‌دهند. این مالیات را صاحب ملک با نرخی که سالانه بر اساس ارزش اموال تعیین می‌شود، می‌پردازد. شرکت‌های مستقر در ساختمان‌های تجاری باید مالیات تجارت بپردازند. همچنین هیأت مدیره مدارس نیز بر اساس ارزش ملک، مالیات می‌پردازند.


مالیات انتقال املاک

 در نیمی از استان‌ها، مالیات انتقال ملک اجرا می‌شود. نرخ این مالیات معمولاً متغیر است اما در حدود 1 درصد ارزش ملک است. همچنین، خریداران غیر مقیم ممکن است با توجه به نوع ملک و استان،مجبور به پرداخت مالیات بیشتری شوند.


مالیات مرگ و مالیات هدایا

 در کانادا مالیات بر ارث وجود ندارد. با این حال، هنگامی که فرد فوت می‌کند، فرض می‌شود که پیش از مرگ تمام اموال خود را برای کسب درآمد متناسب با قیمت بازار در آن تاریخ، فروخته است. ارزش افزوده سرمایه و درآمد کسب شده از این فروش فرضی مشمول مالیات بر درآمد معمول خواهد شد.
 در بعضی استان‌ها مانند انتاریو، مالیات انحصار وراثت بر اساس قیمت املاک وضع شده است. در کانادا مالیات بر هدایا تعلق نمی‌گیرد. با این حال این طور فرض می‌شود که شخص، ‌ اموال اهدایی را به‌منظور کسب درآمد به قیمت مناسب بازار در همان زمان فروخته است. بر این اساس افزایش ارزش سرمایه و درآمد حاصل از این فروش فرضی، مشمول نرخ معمول مالیات بر درآمد می‌شود.


سپرده و امانات

 افراد مقیم کانادا که سود سپرده به‌عنوان درآمد دریافت می‌کنند، برای این درآمد بالاترین نرخ مالیات شخصی را می‌پردازند. افراد غیر مقیم ذی نفع از سپرده یا صندوق امانات کانادایی 25 درصد مالیات می‌پردازند.

مالیات کسر شده از درآمد افراد غیر مقیم

از درآمدی که افراد غیر مقیم از یک منبع درآمد کانادایی کسب می‌کنند، 25 درصد مالیات کسر می‌شود. این منابع درآمدی می‌تواند شامل سود سهام، اجاره بها، حق امتیاز موارد خاص یا حق‌الزحمه مدیریت باشد. نرخ ثابت این مالیات پیش از آن که فرد غیر مقیم درآمد خود را کسب کند، در مبدأ از آن کم می‌شود. توافق نامه‌های مالیاتی میان کانادا و کشورهای دیگر، میزان این مالیات را کاهش می‌دهند و کانادا در حال حاضر با کشورهایی که نظام مالیات بر درآمد دارند، چنین معاهده‌هایی دارد.


بهره

 بهره‌ای که به فرد غیر مقیم از طرف یک شرکت یا صندوق امانی یا شخصی که ساکن کاناداست پرداخت می‌شود، مشمول مالیات بر درآمد است، جز در موارد خاص مانند:

  • بهره پرداختی از شرکت کانادایی به شخص غیر مقیم در ازای بدهی بلند مدت
  • اجاره بها و حق امتیاز چوب‌بری

همچنین درآمدی که فرد غیر مقیم از اجاره بهای یک ملک کانادایی یا حق امتیاز فروش چوب کسب می‌کند، مشمول مالیات کسر شده از حقوق است که در مبدأ کسر می‌گردد. با این حال، فرد غیر مقیم می‌تواند گزارش مالیات بر درآمد کانادایی خود را فقط با در نظر گرفتن آن درآمد تهیه و هزینه‌هایی مانند بهره وام مسکن، مالیات اموال، بیمه و هزینه‌های نگهداری را از درآمد کسب شده کسر نماید. در این گزارش فرض می‌شود که این درآمد، تنها منبع درآمد کانادایی فرد است. زیان مالی را نمی‌توان از منابع درآمد کانادایی دیگر که مشمول مالیات هستند، کسر و آن را جبران کرد.

دریافت خبرنامه کنکاش از طریق کانال تلگرام